زماني كه فيلمنامه فخیم‌زاده را خوانديد چه فضايي از شخصيت توراني براي خودتان ترسيم كرديد؟
فيلمنامه در برخورد اوليه كامل نبود، ما در ابتدا تنها شرح سكانسي از خط داستان داشتيم كه آقاي فخيم‌زاده آن را توضيح دادند و در مراحل بعدي فيلمنامه تكميل شد. ولي در همان مرحله شرح سكانس به نظرم رسيد كه داستان از استحكام خوبي برخوردار است و نقش هم يك نقش محوري است. با اينكه دلم نمي‌خواهد بگويم كه از كارهاي ديگر متفاوت بود (چون امروزه تقريبا مد شده بازيگران ادعا مي‌كنند نقشي كه بازي مي‌كنند متفاوت‌تر از ساير نقش‌ها است، به نظر من اين قضاوت بايد برعهده تماشاگر گذاشته شود) اما در ابتدا به نظرم آمد كه نقش جاي كار بسيار دارد.
اين تفاوت‌هاي نقش كه به آن اشاره كرديد، از نظر شما چه بود؟
خيلي‌ها ملاك اين تفاوت‌ها را تنها به دو دسته مثبت و منفي تقسيم مي‌كنند،‌در حالي كه به نظر من ملاك انتخاب نقش، بازدارنده يا پيش‌برنده بودن نقش نيست. در عالم درام و نمايش مي‌توان گفت كه اصلا مثبت و منفي وجود ندارد، آدم‌ها به اقتضاي موقعيت‌هايشان عمل مي‌كنند و اين دليل مهمي بر اين موضوع است كه اگر بازيگر خودش نقش را به عنوان نقش منفي بپذيرد و باور داشته باشد كه مثلا اين آدم يك انسان منفي است، اين تصور باعث به وجود آمدن اشكالاتي در نحوه پرداختن و اجراي آن شخصيت خواهد شد. بنابراين صرفا به ديد مثبت و منفي به يك نقش نگاه كردن و با اين پيش‌قضاوت كه بايد آن را منفي بازي كنم معمولا اجراي نقش را دچار انحراف مي‌كند و ديگر آن شخصيت قابل باور نخواهد بود. تماشاگر هم آن قالب و رفتار را باور نخواهد كرد. ملاك انتخاب استحكام نقش است و اينكه يك شخصيت چقدر شناسنامه دارد، گذشته و حال و آينده آن،‌اهدافش، ارتباطش آيا مشخص است يا نه و چقدر جاي پرداختن دارد. يعني بالقوه اين نقش چقدر است كه نهايتا بازيگر بتواند آن را بالفعل كند. خيلي مطالب درباره نقش نوشته نمي‌شود اما بالقوه‌هاي آن وجود دارد و مستتر در نوشته است و بازيگر مي‌تواند آن را بپروراند.
آيا نقش توراني اين معيارها را داشت؟
حتما، شخصيت توراني برخوردار از اين بالقوه‌ها بود كه... بله، گذشته و موقعيت اجتماعي،‌اقتصادي،‌باورها و رفتار اين آدم او را از ساير نقش‌هايي كه تاكنون بازي كرده بودم متمايز مي‌كرد. مضافا اينكه نوع لباس، آرايش و هيبت ظاهري اين آدم هم يكي ديگر از مواردي كه در اجراي نقش خيلي اهميت دارد، داراي ابتكار و نوآوري بود. در اجراي نقش،‌انتخاب لحن نيز با اهميت است. منظور خصوصيات بياني شخصيت از جمله تناليته صدا،‌ريتم كلام و تاكيدهاي خاص روي كلمات و ارزش‌ها و معاني كه براي آنها قائل مي‌شويم. علاوه بر آن، ابهاماتي كه ما در آن نقش و اجراي آن مي‌بينيم بسيار مهم است. ابهامات با اينكه هميشه براي تماشاگر روشن نيست اما برخوردار از جذابيتي است كه فكر مي‌كنم جزء لاينفك يك نقش و اجراي آن محسوب مي‌شود. اگر شخصيت تك‌بعدي و سطحي باشد و آن عمق و استحكام لازمه را نداشته باشد،‌طبعا جاي كار روي ابهامات كه جذابيت خاص خودش را هم دارد وجود نخواهد داشت.
اشاره كرديد به باورپذيري نقش، فكر مي‌كنيد شخصيت توراني چقدر براي مردم باورپذير خواهد بود؟ 

به نظرم بايد آن را از خود مردم بپرسيد.
پيش‌بيني شما در اين مورد چيست؟
من معمولا راهكارهايي را براي اجراي نقش كه مربوط به سيستم كاري است انتخاب مي‌كنم و سعي مي‌كنم در آن چارچوب صحيح به پرداختن و پيدا كردن دكمه‌هاي حسي و ذهني نقش بپردازم. اينكه چه ميزان موفق است قضاوتش با تماشاگر است. البته با ديدن چند قسمت ابتدايي قضاوت كردن يك مقدار عجولانه است. بعد از اتمام كار قضاوت بهتري مي‌توان انجام داد.
براي نزديك شدن به اين شخصيت چقدر از نمونه‌هاي قبلي استفاده كرديد؟
تقريبا از هيچ نمونه‌اي استفاده نكردم چون اصلا به چنين آدمي دسترسي نداشتم، واقعيت اين است كه اين شخصيت خيلي از خود من دور است و هيچ شباهتي به من ندارد (با خنده) به هر حال نمونه خاصي در دسترس نبود و فقط درباره روان‌شناسي اين آدم با آقاي فخيم‌زاده گفت‌وگو داشتيم. اينكه محورهاي اصلي روان‌شناسانه اين آدم حول چه محورهايي مي‌گردد سپس به پيدا كردن زواياي اين شخصيت پرداختم. معمولا در مورد آن نقش‌هايي كه دوست دارم با حوصله بيشتري به جزئيات آن مي‌پردازم كه در مورد اين نقش هم دقيقا همين‌طور بود.
فخيم‌زاده در مورد همه جزئيات راهنمايي مي‌كند؟
بستگي به بازيگر دارد. به خيلي از بازيگران جوان كه مستعد هستند ميدان مي‌دهد و زمينه كار را برايشان فراهم مي‌كند. در همين سريال هم اگر دقت كنيد تعدادي بازيگر جوان و جديد مي‌بينيد كه در نقش‌هاي مختلف حضور دارند. طبعا وقتي كه با آنها صرف مي‌شود نسبت به بازيگران مجرب‌تر بيشتر است. در «بي‌صدا فرياد كن» در مورد محورهاي اصلي و كلي گفت‌وگو مي‌كنيم اگر قرار باشد تمام جزئيات گفته شود خيلي وقت‌گير است و در فيلمسازي وقت يعني پول و مسلما خيلي هزينه‌بر خواهد بود. اما گاهي نكات ريز و درشتي هم در كار پيش مي‌آيد كه در مورد آن سر صحنه گفت‌وگو مي‌شود.
محورهاي اين گفت‌وگو چه بود؟
ما به عنوان مرجع و الگوي اوليه و خام در مورد آدمي واقعي كه از يك قشر پايين‌تر اجتماع بود و توانسته بود خودش را به قشر بالاتر بكشاند صحبت كرديم، البته اين آدم در قيد حيات نيست ولي به هر حال ذهنيتي از خلق و خو و خصلت‌هايي كه شايد يك مقدار بدوي‌تر هم بود،‌ داشتيم. نمي‌خواستيم از شخصيت اين آدم نمونه ديگري در دوره فعلي و معاصر بسازيم كه اتفاقا اين آدم برخلاف الگوي موردنظر، تحصيلكرده بود و از خارج از كشور برگشته بود و آدم بسار پيچيده‌تري است، اطلاعات زيادي دارد، دنياديده است، آدم‌ها را مي‌شناسد و با ارتباطات و روابط عمومي آشنايي دارد. به اين معنا يك شخصيت پيچيده مي‌خواستيم از آدمي كه از سطح پايين جامعه، بالا آمده، لباس شيك‌تري پوشيده و عضو جامعه‌اي شده بود كه اصالتا به آن تعلق نداشت. اين آدم به‌گونه‌اي يك نمونه‌برداري از آن شخص موردنظر اما پيچيده‌تر بود كه من با همفكري كارگردان سعي كردم آن را بسازم.
من به عنوان يك مخاطب گاهي احساس مي‌كنم كه بازي و كارگرداني همزمان فخيم‌زاده تا حدي بر جنس بازي بازيگران هم اثر گذاشته است. مثل زمخت حرف زدن.
من در مورد خودم مي‌توانم بگويم كه چنين چيزي صحت ندارد. به طور مثال اين نوع انتخاب صدا را من انجام دادم و در واقع قصدم اين بود كه خشونت دروني اين آدم را به گونه‌اي متجلي كنم. حتي‌الامكان سعي كردم لحني انتخاب كنم كه از نظر تناليته صدا و چه از نظر تاكيدها و گويش‌ كلمات مناسب اين آدم باشد و فكر نمي‌كنم اين قضيه به شكلي كه عنوان مي‌كنيد در مورد من صدق كند. آقاي فخيم‌زاده هم سبك و سياق خاص بازي خودشان را دارند و اتفاقا به نظرم چيدمان آدم‌هايي كه در كارهاي ايشان وجود دارند، بسيار جالب است. اين چيدمان متشكل از تعداد آدم‌هايي است كه با هم بسيار متفاوتند و از پيشينه‌ها و خلق و خوي گوناگوني مي‌آيند.در اين مجموعه شخصيت‌ها شامل گروه بودند گانگسترها، خانواده غلام، بابا حيدر و پليس‌ها كه كاملا از هم متمايز هستند.
با خواندن فيلمنامه قطعا تصوير ذهني از شخصيت توراني براي خودتان ترسيم كرديد. بعد از گريم لحظه اولي كه خودتان را در آينه ديديد، چقدر به آن تصوير ذهني نزديك شديد؟
چون فيلمنامه كامل نبود، بازيگر ناگهان نمي‌توانست، تمام مسير پلكان را طي كند و اشراف كاملي روي نقش پيدا كند. بعد از اينكه آماده‌سازي‌ها براي اجراي نقش انجام مي‌شود و بازيگر جلوي دوربين مي‌رود، شايد مجبور شود چند سكانسي بازي كند تا در نقش جا بيفتد. بعضي وقت‌ها حتي نياز به سكانس‌هاي زيادي است، حالا اين قضيه براي بعضي بازيگران كمتر است و يا گاهي بيشتر به هر حال بايد اين مرحله طي شود.
 
شما چند سكانس بازي كرديد تا بتوانيد نقش را پيدا كنيد؟
پلان اولي كه بازي كردم صحنه‌اي بود كه توراني به در خانه دخترش مونا مي‌رود و بهرام، دامادش در را به روي او باز مي‌كند توراني مي‌پرسد: «مونا كجاست؟»، فيلمبرداري از همين لحظه آغاز مي‌شود خوشبختانه حالت ايستايي، نوع نگاه و نحوه بيان مدنظر كارگردان بود و ايشان همان موقع به من اعلام كردند كه آدمي كه من در نظر دارم همين است. گريم هم با نظارت كارگردان و همفكري با طراح گريم كه بسيار زحمت كشيدند انجام شد و از همان نقطه شروع به نظر مي‌رسيد خيلي زود شخصيت پيدا شد از همان سكانس اوليه مي‌دانستم كه چه مي‌خواهم و چه چيز مدنظر آقاي فخيم‌زاده است.
درحين بازي دغدغه اين را نداشتيد كه چند مسووليت همزمان بازيگري، نويسندگي و تهيه‌كنندگي براي صاحب اثر ممكن است باعث افت كيفي كار شود؟
در سال‌هاي دورتر همين كارگردانان مجرب امروز جواناني بودند كه در تيم‌هاي كوچك دو، سه نفره فيلم مي‌ساختند و كارگردان مسووليت حس تداوم و بازي‌گيري و بازيگري و يكي دو مسووليت ديگران را نيز عهده‌دار بوده است. بعضي از اين كارگردانان انجام اين مسووليت‌هاي چندگانه را بهتر از ديگران انجام مي‌دهند. آقاي فخيم‌زاده هم از همين دسته هستند و قضاوت من صدمه‌اي متوجه كيفيت كار ايشان نمیکند، اما جدا از استثنائات، شما درست مي‌گوييد چون به هر حال فشار زيادي روي يك فرد وقتي در يك گروه مسووليت‌هاي سنگين ديگري هم بر دوش داشته باشد، اعمال مي‌شود و جا دارد به آقاي فخيم‌زاده خسته نباشيد بگوييم.
نقدي هم به اين مجموعه داريد؟
هنوز يك مقدار براي قضاوت كردن زود است. تا به اين لحظه كه راضي‌ام. به شخصه آدم سختگيري هستم و به جزئيات دقت دارم. ببينيد ما در كشورمان افرادي داريم كه از نظر هوشمندي در سطح بالايي هستند. با وجود امكانات محدود، ابتكار عمل به خرج مي‌دهند و اين نشان از هوشمندي آنها دارد. زماني كه وارد دل فيلمسازي مي‌شويد تازه متوجه مي‌شويد كه فيلمبرداران، تدوينگرها و حتي تداركاتمان در پشت دوربين چقدر ابتكار عمل به خرج مي‌دهند كه اين ابتكارات منجر به ساخت فيلم‌هايي مي‌شود كه مردم آنها را آسان مي‌پندارند. بدون اطلاع از وضعيت موجود خيلي ساده است كه فقط ايراد كار را بشماريم، اگر نسبت به اين بضاعت‌ها و زحمت‌ها آگاهي داشته باشيم، آن‌وقت ميزان توقعات را محدودتر مي‌كنيم و حتي به آنها خسته نباشيد هم مي‌گوييم. در كشورهاي غربي كارگردان‌ها به خصوص آنهايي كه در فيلم‌هايشان بازي هم مي‌كنند مشاوران و متخصصان بيشماري در اختيار دارند كه براي ديالوگ‌نويسي، بازي‌گردان، كنترل تداوم و نحوه فيلمبرداري به آنان بسيار كمك مي‌كنند و در واقع كارگردان توان كنترل مسائل مختلف و تمركز روي همه آن را همزمان ندارد.
بزرگ‌ترين ايرادي كه به بازي خودتان مي‌گيريد، چيست؟
من وقتي كار را خصوصا بار اول مي‌بينم، فقط ايراداتش را نظاره مي‌كنم و مي‌شمارم . به هر حال بازيگري مقولهای پيچيده، سخت و تخصصي است و همواره جاي زيادي براي رشد دارد و من هم مسلماً از اين قضيه مستثني نيستم. سال‌هاي زيادي در مقوله بازيگري آموزش ديدم، كار كردم، درس بازيگري خواندم، سبك‌هاي مختلفي از بازيگري در دنيا را مي‌شناسم و تمام اين موارد را سال‌ها در دانشكده‌هاي مختلف تدريس كردم، با اين توصيف مطلقا هيچ ادعايي در بازيگري ندارم و معتقدم كه هنوز جاي رشد دارم. البته ممكن است كه ديگر از اين كار خسته شوم و آن را رها كنم (با خنده) ولي اگر بخواهم در اين حرفه بمانم هنوز جاي رشد و كار بسيار دارم و به دور از اغراق مي‌گويم اگر روزي بازيگري گفت كه من به نقطه اوج رسيدم به حتم بدانيد كه آن آدم هنوز ماهيت واقعي بازيگري را نمي‌شناسد. انگليسي‌ها يك ضرب‌المثل دارند كه مي‌گويند: 20 سال طول مي‌كشد تا يك بازيگر ساخته شود. البته منظورشان 20 سال تحقيق و آموزش و كسب تجربه است.
چرا در اين سال‌ها به تلويزيون بيشتر از سينما وفادار مانديد؟
با اين ادعا موافق نيستم، تعداد فيلم‌هاي سينمايي كه بازي كرده‌ام از مجموعه‌هاي تلويزيوني كمتر نبوده كه شايد بيشتر بوده است. اما كارهايي كه در تلويزيون انجام دادم از اقبال بيشتري برخوردار بوده است و در اذهان ماندگارتر به‌نظر مي‌رسد. طي سال‌هاي گذشته به‌طور متوسط در يك كار تلويزيوني و يك كار سينمايي بازي داشتم كه دوتاي آنها در نوبت اكران هستند.
اما بازي شما در تلويزيون بيشتر به چشم آمده.
بله، حتي چند مورد پيشنهاد تلويزيوني شاخص بوده كه نپذيرفتم و ترجيح دادم كار سينمايي همزمان با آنها را انجام دهم كه بعداً موجبات پشيماني‌ام را فراهم كردند البته بايد اين را هم اضافه كنم كه من بازيگر تنبلي هستم، بازيگري مقوله‌اي است كه بايد برايش وقت گذاشت و تلاش كرد . بايد براي نقش خوب جست‌وجو كرد و حتي مثل بيشتر بازيگران دنيا و كشورمان در امر توليد هم مشاركت كرد.اما من دغدغه‌هاي ديگري هم دارم، سال‌هاي زيادي را صرف آموزش و پژوهش و برنامه‌ريزي مديريت آموزشي كرده‌ام و مقدار معيني از وقتم را به بازيگري اختصاص داده‌ام و فكر مي‌كنم بازيگري تمركز و فعاليت زيادي مي‌طلبد و يك بازيگر بايد فعالانه به دنبال نقش‌هاي خوب چه در سينما و چه در تلويزيون باشد، شايد من هم در فرصت‌هاي آتي در اين جهت، رويه فعال‌تري را اختيار كنم.
معمولاً به دنبال چه نقش‌هايي هستيد؟
نقش‌هاي چند لايه را بيشتر مي‌پسندم تا نقش‌هايي كه يك مقداري ابعاد محدودتري دارد يا تك‌بعدي است، نقش‌هاي پيچيده‌تر، بيشتر با روحيه من هماهنگي دارد.
بازيگري را به چيزي تشبيه مي‌كنيد؟
بازيگري، تجربه زندگي‌هاي متعدد است، آدم جديدي در شما متولد مي‌شود، زندگي مي‌كند و مي‌ميرد و باز دوباره با نقش ديگري متولد مي‌شود. براي كارهاي تاريخي و مربوط به ديگر دوران به مكان‌هاي تاريخي مرتبط مي‌روم. ديوارها و بناهاي آن دوره تاريخي خاص را بو مي‌كنم، لمس مي‌كنم، مي‌بينم، مي‌شنوم و حتي سعي مي‌كنم طعم آن را بچشم تا در حافظه حسي‌ام همه آن موارد را لحاظ و نوعي ارتباط ارگانيكي و طبيعي برقرار كنم. ترفندهاي فراوان ديگري هم براي بستن شكاف‌هاي زماني و مكاني در امر بازيگري وجود دارد كه بحث در مورد آنها در اين مجال نمي‌‌گنجد.

منبع مطلب:خانواده سبز

 

 

 تمامی حقوق این صفحه متعلق به سایت 30نماایران است-کپی از آن تنها با نام منبع مجاز است

 (صفحه اول)    -    ( تماس با ما)