با سایت 30نماایران همراه باشید www.30nemairan.com  پرویز پرستویی:«منیژه حکمت» برای خودش تصمیم بگیره www.30nemairan.com   «سنتوری» روی پرده سینماهای دوبی www.30nemairan.com   حامد بهداد در تیتراژپایانی «مجنون لیلی» می خواند / «الناز شاکردوست» دو قطعه شعر را دکلمه کرده است www.30nemairan.com یدالله شهیدی:«تلافی» قرار نیست در نوروز اکران شود www.30nemairan.com   «سفر به تاریکی» به «مرگ تدریجی یک رویا» تغییر نام پیدا کرد www.30nemairan.com   «پیامک از دیار باقی» مناسب نوروز نبود www.30nemairan.com  توجه ویژه به جوانان و مسائل آنان / نگاهی به کارنامه «قاسم جعفری» www.30nemairan.com  فیلم های دور دوم اکران نوروزی معرفی شدند  www.30nemairan.com  با اتمام فیلم، ساخت موسیقی«سوپراستار» تهمینه میلانی شروع شد  www.30nemairan.com  محمدهادی کریمی:«امشب شب مهتابه» یک فیلم موزیکال است www.30nemairan.com   «عصر جمعه» خرداد ماه اکران می شود www.30nemairan.com  رونق سینمای ایران در نوروز 87 / «دایره زنگی» در صدر فروش نوروزی www.30nemairan.com فرامرز قریبیان در بیمارستان بستری شد www.30nemairan.com   گفتگو با پریسابخت آور:«هدیه تهرانی» اولین بازیگری بود که اعلام آمادگی کرد  www.30nemairan.com   «نیوشا ضیغمی» و «سیامک انصاری» به عنوان صدا پیشه در «زن ها فرشته اند»

ادامه اخبار:

گفتگو با پریسابخت آور:«هدیه تهرانی» اولین بازیگری بود که اعلام آمادگی کرد

امکانات خبر

 

bullet

نسخه چاپ

 

گيسو فغفوري: دايره زنگي، دايره سرگرداني آدم‌ها است.تصويري است از زندگي ما در شهر بزرگي به نام تهران، با شخصيت‌هايي كه آنها را از نزديك مي‌شناسيم، شايد آيينه‌اي است روبه‌روي ما كه جامعه خود را و حتي خود را در آن مي‌بينيم و شايد همين آينگي است كه باعث شده تماشاگران از آن استقبال كنند. اما اين فيلم چگونه شكل گرفته است و اين تصوير زنده و جاندار از وضعيت فرهنگي و اجتماعي ما از كجا پيدا شده است؟ دوست داشتيم اين بحث را در نشستي مشترك با پريسا بخت‌آور كارگردان و اصغر فرهادي فيلمنامه‌نويس اين فيلم در ميان بگذاريم، اما چنين نشستي ممكن نشد و ما ناگزير شديم در دو گفت‌وگوي جداگانه به اين موضوع بپردازيم، دو گفت‌وگو با زوج هنرمندي كه در يك نكته تفاهم كامل داشتند و آن هم بي‌علا‌قگي به انجام گفت‌وگو بود.


با اين حال اصرارهاي ما را بي‌پاسخ نگذاشتند و آنچه در اين صفحه ميخوانيد حاصل اين اصرارها است.


خودتان فيلم را در كنار مردم ديديد؟ استقبال چطور بود؟


بله من سه بار فيلم را در سينما و كنار مردم ديدم. واكنش مردم در حين ديدن فيلم خيلي خوب بود. من دوبار فقط قصد داشتم صداي فيلم را در سينما چك كنم و بعد بروم، ولي واكنش مردم در حين ديدن فيلم آنقدر برايم جذاب بود كه هر دوبار تا آخر فيلم نشستم.


شما سريال‌هاي موفق تلويزيوني داشتيد، چي شد كه آمديد سراغ سينما؟


از نظر كارگرداني خيلي فرقي بين اين دو قاب نمي‌بينم. از طرفي براي من هميشه انجام تجربيات جديد جذاب است و نكته مهمتر شايد اين باشد كه براي ساخت يك فيلم وقت بيشتري در اختيار كارگردان است و مي‌توان با دقت و تمركز بالا‌تري آنچه را كه در ذهن است، به اجرا درآورد.


شما براي ساخت يك فيلم با تايم 90 تا 100 دقيقه در سينما، دو ماه وقت داريد، ولي در تلويزيون همين تايم را بايد در شرايط توليد عادي در مدت 10 تا 15 روز بسازيد كه هميشه اين فشار براي ساخت سريال مرا اذيت مي‌كرد، ولي تلويزيون يك امتياز بزرگ دارد و آن مخاطب گسترده‌اش است.

چقدر تجربه سريال‌ها در ساخت اين فيلم تاثير داشت؟ اگر آن تجربه ها نبود به نظرتان دايره زنگي چه سرنوشتي پيدا ميكرد؟


خيلي زياد. اگر تجربه ساخت آن سريال‌ها را نداشتم، ممكن نبود در اولين ساخته‌ام فيلمنامه‌اي مانند دايره زنگي را انتخاب كنم. فيلمنامه«دايره زنگي» را هر كسي مي‌خواند، به من مي‌گفت كه بسيار كار سختي است، خصوصا براي كار اول، ولي تجربه ساخت آن سريال‌ها چيزهاي زيادي مثل كار با بازيگر زياد، دكوپاژ صحنه‌هاي پر از حركت و مهمتر از آن شناخت مخاطب را به من آموخته بود و همان بود كه به من اطمينان مي‌داد كه از ساخت اين فيلم با تمام توصيه‌هايي كه مي‌شد، نترسم.


موضوع ديگر در اين زمينه اين است كه شما در اولين تجربه‌تان ساخت يك فيلم اجتماعي را دنبال كرديد.با مسائل و مشكلا‌تي كه اين نوع فيلم در ايران دارد ، چرا در اولين تجربه سينمايي سراغ موضوع هاي سادهتري نرفتيدو سراغ اين موضوع رفتيد؟


فيلم‌هاي اجتماعي هميشه فيلم‌هاي مورد علا‌قه من بودند. هميشه به‌عنوان تماشاگر، فيلم‌هاي اجتماعي را مي‌پسندم، حالا‌ چه لحن جدي داشته باشد و چه لحن طنز. بنابراين خيلي مشخص است كه وقتي خودم هم مي‌خواهم فيلم بسازم، سراغ چنين ژانري بروم.


اين نوع فيلمسازي هميشه با موانع زيادي روبه‌رو بوده است. چه تصوري از اين موانع داشتيد؟


چون اصولا‌ آدم خوش‌بيني هستم، هيچ تصور خاصي نداشتم و فكرمي‌كردم همه چيز به خوبي و خوشي پيش مي‌رود!


اما اين موانع از همان زمان دريافت پروانه ساخت، خود را به شما نشان داده بود. ‌


گرفتن پروانه ساخت خيلي طول كشيد، ولي بعد از اينكه پروانه ساخت صادر شد يك جلسه براي صحبت راجع به فيلمنامه تشكيل شد كه ظاهرا اين جلسه براي اكثر فيلم‌هايي كه پروانه ساخت مي‌گيرند، تشكيل مي‌شود. نظراتي كه داده شد، خيلي جنبه مميزي نداشت و نظرات كساني بود كه فيلمنامه را خوانده بودند. به هر حال فيلمنامه‌اي كه پروانه ساخت گرفت، همين فيلمنامه الا‌ن دايره زنگي است.


اين مسائل در زمان جشنواره و پروانه نمايش هم وجود داشت. چطور آنها را پشت سر گذاشتيد؟


مسائل جشنواره را كه پشت سر نگذاشتيم! ولي قضيه پروانه نمايش فرق مي‌كرد. در وزارت ارشاد با كساني طرف بوديم كه اهل گفت‌وگو و ديالوگ بودند. نظراتشان را مي‌گفتند و حرف شما را مي‌شنيدند و يك تعامل دوطرفه بود.


من و آقاي ساداتيان حاضر نبوديم به قيمت رسيدن به يك فيلم بي‌سروته فيلم را اكران كنيم و براي گرفتن پروانه نمايش فكر مي‌كنم يك يا دو جلسه با آقاي اربابي جلسه داشتيم.


يعني آن حذف و تغيير هايي كه قرار بود در جشنواره اعمال شود ، الا‌ن اعمال نشده است؟


آقاي اربابي نظرات شوراي پروانه نمايش را گفتند و تعدادي از آن موارد با صحبت‌ها و توضيحاتي كه داديم، حل شد و تعدادي از آنها با اينكه باعث حذف چند پلا‌ن بسيار جذاب مي‌شد، ولي لطمه‌اي به داستان فيلم نمي‌زد. با وجود اينكه حذف آن پلا‌ن‌ها برايم سخت بود، ولي جزو بخش‌هايي نبود كه حيات فيلم را به‌خطر بيندازد و دلا‌يل حذفش هم برايم قابل فهم بود و چند مورد ديگر كه اصلا‌ حذفش مهم نبود و لطمه‌اي وارد نمي‌‌كرد. به هر حال فيلم در حالت فعلي كاملا‌ مورد تاييد من است و اگر غير از اين بود، شايد ترجيح مي‌داديم براي اكران فيلم فعلا‌ صبركنيم. مثلا‌ اتفاقي كه در جشنواره افتاد و بعد از يك اكران، فيلم را از جشنواره خارج كرديم، چون در آنجا با كساني طرف بوديم كه نظراتشان را مي‌گفتند و ديگر كسي نبود كه صحبت‌هاي شما را بشنود و اعمال خواسته آنان منجر به لطمه‌خوردن به فيلم مي‌شد كه اين را نه من مي‌خواستم و نه آقاي ساداتيان.


چقدر تغيير در فيلم به‌وجود آورديد كه خواسته‌ خودتان بود؟


نسبت به نسخه جشنواره، غير از موارد اصلا‌حي، فيلم مقداري كوتاه شد كه به دليل ايجاد ريتم تندتر بود.


تغييرات ناخواسته چه مواردي را شامل ميشد؟


همان‌طور كه گفتم، چند پلا‌ن بسيار جذاب بود كه حتي در نسخه جشنواره هم نبود، چون براي اكران در جشنواره حذف شده بود. يعني اين پلا‌ن‌ها در بازبيني اوليه توسط هيات انتخاب جشنواره و همين‌طور ارشاد مصرانه بر حذفشان تاكيد داشتند و با اينكه شايد بودنشان از نظر محتوايي براي فيلم مهم بود، ولي حذفشان به كليت فيلم لطمه‌اي وارد نمي‌كرد. يعني مثل مواردي نبود كه پس از اولين اكران در جشنواره به ما اعلا‌م شد و من گفتم حاضر به حذفشان نيستم و اين موارد حتي در نسخه‌اي كه در ايام جشنواره در اكران خصوصي شما ديديد هم وجود نداشت. در همان مراحل آخر مونتاژ، از فيلم حذف شد و البته چند مورد هم در نسخه جشنواره بود و بعدا از فيلم درآمد.


اين اصلا‌حات مقداري از جذابيت‌هاي قبلي فيلم را كم كرده، ولي به كليت فيلم لطمه‌اي نزده است. يكي از تغييرات ناخواسته اضافه‌شدن آن ديالوگ پاياني باشد. به هر حال كساني كه فيلم را بعد از مونتاژ نهايي ديده بودند، مثل چند نفر از منتقدان يا اهالي سينما وقتي صحبت از مميزي‌ها بود، خيلي از آنها به من گفتند كه اصلا‌حات را انجام بده، چون حيف است كه فيلم اكران نشود و الا‌ن كه فيلم در حال اكران است، مي‌بينم كه آنها درست مي‌گفتند.


فيلم روي پرده چقدر با فيلمنامه نوشته شده تفاوت دارد؟


فيلمنامه تا روزي كه فيلمبرداري ما شروع شد، چندين بار به خواست من بازنويسي شد. يكي از دلا‌يل بازنويسي هم كوتاه‌شدن زمان فيلمنامه بود. روزي كه فيلمبرداري شروع شد، فيلمنامه همان چيزي بود كه مي‌خواستم. خصوصا كه جنس طنز كار و طنز ديالوگ‌ها را بسيار دوست داشتم. ديالوگي كه بعد از خنديدن، شما را وادار به فكر مي‌كند و مثل يك شوخي نيست كه فقط بخندي و بعد تمام شود. من به تغيير فيلمنامه سر صحنه در سريال‌هايم بسيار عادت داشتم، ولي اين فيلمنامه تمام تغييرات را قبل از فيلمبرداريش روي آن انجام داده بوديم و سر صحنه تغيير زيادي نكرد. شايد در هر چند جمله كه مثلا‌ بداهه بازيگرها بود، ولي فيلم روي پرده شباهت زيادي به فيلمنامه دارد.


خود شما چقدر در نوشتن فيلمنامه همكاري داشتيد؟


بعضي از سكانس‌ها يا موقعيت‌هاي فيلم پيشنهاد من بود كه آقاي فرهادي موقع نوشتن فيلمنامه پيشنهادهايي را كه مي‌پسنديد، در فيلمنامه مي‌آورد.


براي شما كه ساخت سريال با افراد زياد را در كارنامه‌تان داريد، كارگرداني اين كار چطور بود؟


تجربيات كار با بازيگران زياد در سريال‌هايم در اينجا به من خيلي كمك كرد. سختي كار با بازيگران زياد، سواي بحث انتخاب بازيگر و هماهنگي و غيره شايد بيشتر به اين برمي‌گردد كه شما در يك كار كم بازيگر تا بازيگر نقشش را دربياورد و با فضا اخت بگيرد و حرف هم را بفهميد، نهايتا چند روز بيشتر طول نمي‌كشد و بعد كار به روال عادي مي‌افتد و تا آخر پيش مي‌رود، ولي مثلا‌در دايره زنگي ما هرچند روز يك بار با ورود يك بازيگر جديد، دوباره انگار شماره‌هايمان صفر مي‌شد و از اول بايد استارت مي‌زديم.


صحبت با بازيگران، رسيدن به بازي و لحن موردنظر در مورد بعضي از بازيگران، آشنايي‌زدايي از بازي‌ها و اجراي بازي متفاوت، يكدست‌كردن همه بازي‌ها، مديريت تعداد زيادي بازيگر جلوي دوربين، سخت‌ترشدن ميزانسن‌ها و بالطبع دكوپاژ به علت تعدد افراد، همه اينها از سختي‌هاي دلپذير كار بود.


چطور توانستيداين مجموعه بازيگران را براي نقش هايي كه اغلب كوتاه هستند كنار هم جمع كنيد؟


مثل همه كارهاي ديگر روال انتخاب بازيگر انجام شد. فقط شانسي كه من داشتم، براي اكثر نقش‌ها معمولا‌ با گزينه اول يا نهايتا دوم به نتيجه مي‌رسيديم كه حتي در مورد نقش‌هاي كوتاه هم اين اتفاق افتاد.


بازيگران با چه معيارهايي انتخاب شدند؟


مهمترين معيارم براي انتخاب بازيگر توانايي او، نزديكي‌اش به نقش و اخلا‌ق حرفه‌اي بازيگر سر صحنه است كه اين سومي براي من خيلي مهم است.


آيا حضور چهره‌هاي تلويزيوني مانند مهران مديري، محمدرضا شريفي‌نيا و حتي مسائلي كه سر آمدن يا نيامدن هديه تهراني بود، براي پرفروش‌شدن فيلم نبود؟


ببينيد، شايد حضور آقاي مديري، شريفي‌نيا و برخي ديگر از بازيگران باعث پرفروش‌شدن فيلم شده باشد، ولي انتخاب آنها از طرف من قطعا به اين دليل نبوده است. براي من پرفروش‌شدن فيلم چه قبل و چه حالا‌ مهم بوده، ولي برايم حفظ كيفيت فيلم خيلي خيلي مهمتر بوده است.


من تمام بازيگران را بدون توجه به پرفروش يا كم‌فروش‌بودن، براساس نزديكي و توانايي‌شان به نقش انتخاب كردم و نزديكي هم منظورم نزديكي بازي‌هاي قبلي يا نقش‌هاي قبلي‌شان با نقش موردنظر در فيلم ما نبوده،  بلكه با نزديكي‌اي كه خودم از اين بازيگر در ذهنم با نقش موردنظر ساخته بودم كه شايد اتفاقا در وهله اول بعضي انتخاب‌‌ها به نظر انتخابي عجيب مي‌آمد.


بهترين مثالش هم انتخاب آقاي اميد روحاني منتقد و مدرس سينما براي نقش عبدا...زاده است. انتخابي كه در ابتدا با واكنش‌هاي مختلفي روبه‌رو شد و همه اين انتخاب را با توجه به شخصيت واقعي و ظاهر روشنفكرانه آقاي روحاني ريسك بزرگي مي‌دانستند و معتقد بودند ايشان براي بقيه نقش‌ها مناسب‌ترند و حتي خود آقاي روحاني هم فكر مي‌كردند شايد بقيه نقش‌ها را بهتر بتوانند بازي كنند و تنها پافشاري و اصرار من بود كه ايشان اين نقش را بازي كردند. در تمرين‌هاي اوليه‌اي كه داشتيم، من مطمئن بودم با تمرين بيشتر، آنچه مي‌خواهم مي‌شود و فكرمي‌كنم الا‌ن حضور اميد روحاني در جذب مخاطب كاملا‌ تاثير دارد، به همان اندازه كه بازيگرهاي ديگر.


و يا حضور صابرابر كه به نظرم بهترين و تنها گزينه من براي نقش محمد بود يا حتي نقش شيرين كه ابتدا من تصميم داشتم يك چهره جديد را براي اين نقش بگذارم و مدت زيادي هم در زمان پيش‌توليد روي اين قضيه وقت گذاشتم، ولي در نهايت نشد و حتي انتخاب باران كوثري كه بازيگري تجاري به حساب نمي‌آيد.


 

موضوع خانم تهراني چه بود؟ تا مدت ها اسمش به عنوان بازيگر مطرح بود و بعد ديديم نيست. ‌
قضيه خانم تهراني هم به نظرم خيلي از طرف مطبوعات پيگيري شد و من خيلي مخالف اين اخبار بودم. حضور يا عدم حضور يك بازيگر در يك فيلم امري معمولي است كه در اين مورد خاص زياد مطبوعات به آن پرداختند. به هر حال چون در اين مورد تاكنون صحبت نكرده‌ام، شايد لا‌زم باشد كه اينجا در اين مورد توضيح بدهم.


خانم تهراني در واقع اولين بازيگري بود كه براي حضور در اين فيلم اعلا‌م آمادگي كرد. ما چند جلسه با هم راجع به نقش صحبت كرديم و ايشان تنها بازيگر قطعي فيلم شد. به هر حال تا قبل از گرفتن پروانه ساخت و شروع پيش‌توليد جدي هر موقع هرخبري راجع به فيلم بود، اسم ايشان به‌عنوان بازيگر مي‌آمد، همان‌طور كه اسم آقاي حسين جعفريان كه بعدا به دليل سفري كه برايشان پيش آمد، نتوانستند بيايند به‌عنوان مدير فيلمبرداري يا بقيه عواملي كه سمتشان قطعي شده بود. بعد از گرفتن پروانه ساخت و پيش‌توليد رسمي كار تمرين من با بازيگران شروع شد. در تمرين‌ها و بعد ازتست گريم بود كه خانم تهراني خودشان پيشنهاد دادند كه بهتر است نقشي كه بار طنز كمتري دارد، بازي ‌كنند و گفتند نمي‌توانند خودشان را در اين نقش باور كنند، ولي چون بقيه نقش‌ها تا آن زمان تقريبا انتخاب شده بودند، ديگر نقشي كه به ايشان بخورد وجود نداشت و خيلي دوستانه اين همكاري منتفي شد. بعد خانم تهراني گفتند كه حاضرند يك نقش كوتاه در كار بازي كنند مثل مجري برنامه تلويزيوني، به همين دليل اسم‌ ايشان جزو بازيگران كار باقي ماند.


الا‌ن كه اين نقش در فيلم نيست، چرا اين نقش حذف شد؟


ولي چون بخش مجري تلويزيوني كه قرار بود به شكل ويدئويي گرفته شود، حدودا سه هفته بعد از اتمام فيلمبرداري كل كار گرفته شد، در آن زمان مونتاژ فيلم تقريبا تمام شده بود و آن موقع بود كه ديديم تايم فيلم بسيار بالا‌ رفته چيزي حدود 130 دقيقه كه ما فقط نگران حذف‌كردن سكانس‌ها بوديم و ديديم صحنه‌هاي بخش ويدئويي كه بازنويسي شده بود و خيلي هم جذاب بود را اگر بخواهيم فيلمبرداري كنيم، خودش زماني حدود 15 دقيقه مي‌شود كه با توجه به تايم بالا‌ي فيلم اصلا‌ امكان‌پذير نبود، يعني من مي‌بايست حدود 15 دقيقه از بخش‌هاي ديگر فيلم كم مي‌كردم تا اين بخش را مي‌شد به فيلم اضافه كرد و بايد براي مشكل تايم فيلم از اين بخش چشم‌پوشي مي‌شد و با حضور خانم تهراني هم در همين حد فعلي نقش (كه البته در نسخه جشنواره از اين بيشتر بود) به شدت مخالف بودم و اصلا‌ برايم قابلقبول نبود كه بخواهم از يك هنرپيشه كه طرفداران خودش را براي جذب به سينما دارد، چنين استفاده‌اي را بكنم و احساس مي‌كردم اين كار فقط سوءاستفاده از تماشاگر است. به خاطر همين دلا‌يل حضور ايشان در فيلم منتفي شد. بنابراين مي‌بينيد كه اتفاقا قضيه خانم تهراني واخبار مربوط به عدم حضورش در اين فيلم نه‌تنها به خاطر پرفروش‌شدن نبوده، بلكه از حضور كوتاه او در فيلم كه مي‌توانست عاملي در فروش هم باشد، به‌خاطر احترام به تماشاگر چشم‌پوشي شد.


اين فيلم از نظر شخصيت‌پردازي موفق است. به دو دليل، اول حضور شخصيت‌هاي منحصربه‌فردش كه در سينماي ايران تازگي دارد، دوم نحوه معرفي آنها به تماشاگر كه با كمترين نشانه‌ها و در اولين فرصت اين شخصيت‌ها به مخاطب معرفي مي‌شوند، اما در اين ميان چند تا تيپ بودند كه بازي‌هاي قبلي خودشان را تكرار مي‌كردند، مانند مهران مديري يا شريفي‌نيا.


به نظرم بازي آقاي مديري شبيه بازي‌هاي قبلي‌شان نشده. من در اوايل كار به آقاي مديري گفتم كه چون لحن شما براي تماشاگر بسيار آشنا است، تا جايي كه بتوانيد هر چيزي را كه در لحن شما يادآور بازي‌هاي قبلي‌تان است را از خودتان دور كنيد كه ايشان هم خيلي استقبال كردند و هم خيلي همراهي. به‌طوري كه بعضي جاها من حس مي‌كردم حساسيت من روي اين مساله باعث شده بود كه خود ايشان هم روي حرف‌زدن و لحن و تاكيدهايشان حساس شوند.


ولي به هر حال چون آقاي مديري چهره‌اي بسيار شناخته‌شده و آشنا براي تماشاگر است و تماشاگر ايشان را در نقش‌هاي زيادي ديده هر بازي‌اي كه بكند، به نظر تماشاگر آشنا مي‌آيد، حداقل در نقشي مثل رزاقي كه مانند بقيه نقش‌ها اصرار من براين بود كه در بازي‌ها، عادي و طبيعي‌بودن رفتار جاري باشد، مانند رفتار روزمره آدم‌هاي اطرافمان و همين مساله در مورد آقاي شريفي‌نيا نيز صادق است و اتفاقا برخلا‌ف نظر شما من فكر مي‌كنم با تيپ‌سازي هميشه راحت‌تر بازيگر مي‌تواند تفاوت فيزيكي و كلا‌مي ايجاد كند، ولي برعكس، من از آقاي مديري يا آقاي شريفي‌نيا مي‌خواستم كه به سمت بازي‌نكردن بروند و اين برايم مهم بود.


برخي از اين شخصيت‌ها خيلي تازه اند ، مانند شخصيتي كه باران كوثري نقش آن را بازي مي‌كرد. شما چقدر در رسيدن به اين نقش همراه باران بوديد و چقدر خود او اين شخصيت را مي‌شناخت؟


زماني كه باران براي اين نقش آمد، تقريبا اواخر پيش‌توليد بود و همان‌طور كه گفتم، به دلا‌يلي دوست داشتم كه اگر بشود يك چهره جديد اين نقش را بازي كند و يكي از دلا‌يلم هم اين بود كه تماشاگر حدسي درباره نقش شيرين نزند و كلا‌ استفاده از چهره‌هاي جديد را در كنار بازيگران حرفه‌اي دوست دارم، ولي به هر حال اين اتفاق نيفتاد و من به حضور بازيگر حرفه‌اي براي نقش شيرين فكر كردم و باران كوثري جزو اولين انتخاب‌هايم بود كه خيلي سريع حضور او در فيلم قطعي شد و در آن مدت كوتاه تا زمان فيلمبرداري جلسات تمرين فشرده و زيادي با باران، صابرابر و نيما شاهرخ‌شاهي داشتم و اين تمرين‌ها خيلي به همه ما در زمان فيلمبرداري كمك كرد.


از طرفي گريم نقش شيرين برايم خيلي مهم بود كه با تست گريم‌هاي زيادي كه انجام شد، چهره باران هماني شد كه براي نقش شيرين مي‌خواستم. ما تا روز فيلمبرداري هر روز تمرين داشتيم و هر بار به نكته‌اي جديد براي نقش‌ها مي‌رسيديم و هر سه اين بازيگران حسابي براي تمرين‌ها وقت مي‌گذاشتند و هر روز بازي باران به آن چيزي كه مي‌خواستم، نزديك‌تر مي‌شد و ديگر نگراني من به‌خاطر كمبود وقت تا زمان فيلمبرداري كاملا‌ برطرف شد، ولي در زمان فيلمبرداري هم با باران مثل تمام بازيگران در تمام سكانس‌ها قبل از شروع فيلمبرداري سكانس، روخواني و تمرين داشتيم و او هم هميشه مشتاقانه آماده شنيدن هر پيشنهاد جديدي بود و خودش هم هميشه با ايده‌اي مي‌آمد.

به نظرتان واقعي‌تر نبود كه آخر فيلم را مانند نسخه اول قرار مي‌داديد و مي‌گذاشتيد او برود و مثل واقعيت در بين همه ما رها باشد. ‌


به هر حال آن پايان قبلي واقعي‌تر بود، ولي من خودم اين پايان را هم دوست دارم. الا‌ن كه فيلم را با تماشاگر مي‌بينم، حس مي‌كنم تماشاگر اين پايان را بيشتر مي‌پذيرد.


شايد نمي‌خواستيد پايانش اين قدر تلخ باشد و واقع‌گرا؟


بله چند نفر از منتقدان كه بعد از مونتاژ، فيلم را به‌صورت قبلي ديده بودند، مي‌گفتند كه بايد براي آخرش فكري بكني و پايانش به شكل فعلي خيلي تلخ است. به هر صورت چون اكران فيلم تمام نشده، نمي‌توانم راجع به پايان فيلم زياد توضيح بدهم. با توضيح بيشتر، موقعيت‌ها لو مي‌رود، ولي به هر حال بايد كسي اين وسط قرباني مي‌شد تا فيلم اكران شود! در هر صورت كساني كه فيلم را ديدند، مي‌توانند آن ديالوگ پاياني را نشنيده بگيرند و يك بار اين‌طوري براي خودشان فيلم و سرنوشت شيرين را تصور كنند.

 

 

منبع خبر:

87/1/29

تاریخ انتشار خبر:

14:30

ساعت ارسال

 

 تمامی حقوق این صفحه متعلق به سایت 30نماایران است-کپی از آن تنها با نام منبع مجاز است

 (صفحه اول)    -    ( تماس با ما)