منبع خبر:

بانی فیلم

تاریخ انتشار خبر:

87/2/4

ساعت ارسال

14:00

ادامه فیلمبرداری«کارناوال مرگ» از مهرماه

سينما به دليل ماهيت صنعتي بر چرخه اقتصادي استوار است، چرخه‌اي كه يكي از محرك‌هاي آن فروش درگيشه است.

سينماي ايران هر چند هنوز نتوانسته در حد و اندازه يك صنعت قابل قبول ظاهر شود. اما خواه ناخواه موجوديتش وابسته به فروش فيلم است.

دلايل متعددي كه در سال‌هاي اخير سينما را به لحاظ اقتصادي در شرايط نامناسبي قرارداده است، تهيه‌كنندگان را نسبت به اين مقوله نگران كرده است. عدم نگرش كارشناسانه و بازنگري به روند واپس‌زدگي مخاطب باعث شده تهيه‌كنندگان سينما از مسكن‌هاي مقطعي براي درمان آن بهره بگيرند.

يكي از اين مسكن‌ها توليد فيلم‌هاي تجاري با حضور ستاره‌هاست. ستاره‌هايي كه بتوانند پتانسيل فروش بالقوه فيلم را ايجاد كنند. اين فرآيند كه نمي‌تواند به خودي خود عامل فروش باشد، زيان‌هاي متعددي را متوجه بدنه سينما كرده است. بازيگران ستاره با توجه به  اهميت خود در فرآيند فروش، خود را در ميزان فروش فيلم مؤثر مي‌دانند و به تبع آن دستمزد متناسب با ميزان فروش فيلم‌هايشان را طلب مي‌كنند. دستمزد بالاي بازيگران در سينماي جهان نيز وجود دارد  نگاه به ايران  تسري پيدا كرده است. حال آنكه صنعت عظيم سينماي جهان با سينماي در حال گذار ايران آيا قابل قياس است.

علاوه بر آن بازيگران كشورهاي ديگر بخصوص سينماي هاليوود در هنگام عقد قرارداد با اتكا بر اينكه شايد حضورشان تضمين فروش فيلم باشد طلب دستمزد بالا نمي‌كنند، بلكه به واسطه حضورشان با پخش‌كننده‌ها در ميزان فروش شريك مي‌شوند‌، اما در ايران ستاره‌ها حتي اگر فيلم آخرشان در گيشه شكست خورده باشد باز هم توقع دريافت دستمزدهاي بالا دارند، به دور از اين نگاه كه ميزان دستمزدشان با فروش فيلم ارتباط مستقيم دارد.

درخواست دستمزدهاي بالا از سوي ستارگان فقط به همين جا ختم نمي‌شود،‌ بلكه با بالا رفتن دستمزد ستاره‌ها، ديگر عوامل با اين دليل كه كارشان سختي‌هايي شايد به مراتب بيشتر از بازيگري دارد، درخواست دستمزدهاي بالا مي‌كنند و در نهايت تهيه‌كننده با يك بودجه محدود بايد پاسخگوي خواسته عوامل فيلمش باشد.

صحبت از ميزان دستمزد بازيگران هميشه بحث قابل تأملي بوده است و كنجكاوي‌هاي زيادي را برانگيخته‌، اما در ماه‌هاي اخير شنيده‌ها حاكي از دستمزدهاي بسيار بالاي بازيگران است، حتي شنيده شد كه بازيگري براي بازي در يك فيلم درخواست قرارداد 60 ميليوني كرده كه تهيه‌كننده آن را رد كرده است. بنابراين در اين باب به صحبت با چند تن از تهيه‌كنندگان نشستيم و به آسيب‌شناسي اين مقوله در سينماي ايران پرداختيم.

 

بازيگران گران، سينماي متضرر

جمال ساداتيان درباره عدم هماهنگي دستمزد بازيگران و چرخه اقتصادي سينما گفت: دستمزد بازيگران براساس قواعد دنياي اقتصاد يعني بحث عرضه و تقاضا تعيين مي‌شود. طبيعي است تهيه‌كنندگان هم براساس تقاضاي مخاطب مشتاق همكاري با طيف خاصي از بازيگران باشند و براي حضور آنها در پروژه‌هاي سينمايي حاضر به هزينه كردن هستند.

اين تهيه‌كنندگان در پاسخ به اين سوال كه برخي بازيگران با وجود عدم توجه مخاطب دستمزدهاي بالايي را درخواست مي‌كنند، اظهار داشت: ميزان دستمزد اين بازيگران به نسبت بازيگران ستاره بالا مي‌رود. اين بازيگران با اين بحث كه ارزش كاري‌شان كمتر از بازيگران ستاره نيست، دستمزد بالايي رادرخواست مي‌كنند، علاوه بر بازيگران عوامل فني نيز با آگاهي از اين دستمزدها با عنوان اينكه كارشان سخت‌تر و سنگين‌تر از كار بازيگران است تقاضاي دستمزد بالا دارند. در هر حال اين مقايسه روي دستمزدها تأثير مي‌گذارد فارغ از اينكه آيا بودجه سينماي ايران و فروش گيشه پاسخگوي اين هزينه‌ها هست يا نه.

ساداتيان تنها معيار دستمزد بازيگران را نظام عرضه و تقاضا دانست و در ادامه تصريح كرد: توجه مخاطب عام دستمزد بازيگر را رقم مي‌زند چرا كه تهيه‌كننده و كارگردان با تكيه بر توجه مخاطب براي تضمين فروش فيلم از بازيگران مورد اقبال مردم در فيلم‌ها استفاده مي‌كنند. كارگردان و تهيه‌كننده با هدف بالا رفتن فروش فيلم اين رويه را در پيش مي‌گيرند و بازيگران نيز به تبع اين استقبال سهمشان را از فروش احتمالي فيلم طلب مي‌كنند.

اين تهيه‌كننده با اشاره به اينكه ستاره‌ها هميشه تضمين فروش فيلم نيستند، افزود: استفاده از ستاره‌ها با هدف اقبال فيلم در گيشه صورت مي‌گيرد‌، اما هميشه اين تحليل‌ها درست از آب درنمي‌آيد و با وجود حضور ستاره‌ها فيلم در گيشه شكست مي‌خورد. در هر حال آمار فروش سينماي ايران با همه اين تمهيدات نشان‌دهنده متضرر شدن سينما و تهيه‌كنندگان است. در سال گذشته فروش كل سينماي ايران 14 ميليارد تومان بوده است، 9 ميليارد فروش تهران و 5 ميليارد آن فروش شهرستان بوده است. سهم تهيه‌كنندگان از اين فروش 6 ميليارد تومان يعني 3/1 فروش كل سينما، اگر در طول سال ما حدود 100 فيلم توليد داشته باشيم و براي هر فيلم 200 ميليون هزينه كنيم در سال 2 ميليارد براي سينما هزينه مي‌شود كه با احتساب 6 ميليارد سهم تهيه‌كنندگان، تهيه‌كنندگان و سينما عملاً ضرر مي‌دهد يعني تنها 3/1 سرمايه آنها بازمي‌گردد. در هر حال همه با ذهنيت مورد توجه قرار گرفتن فيلم از ستاره‌ها با دستمزدهاي بالا استفاده مي‌كنند ولي هميشه اين حساب‌ها درست از آب در نمي‌آيد.

دستمزدهاي خارج از عرف، فشار مضاعف بر سينما

داريوش بابائيان با عنوان اينكه هر بازيگر در سال 5-4 فيلم بازي مي‌كند و از ميان 50 فيلم توليدي در سال تنها 5 فيلم احتمال سودآوري دارند بنابراين سينماي ايران يك صنعت درآمدزا نيست، گفت: فيلم‌ها گاه تا 2 سال در انتظار اكران مي‌مانند و حتي نمي‌توانند سرمايه اوليه‌شان را بازگردانند، فيلمي مانند اخراجي‌ها يك مثال استثناست كه در يك مقطع زماني فروش بالايي مي‌كند، در چنين شرايطي بازيگراني كه در اين فيلم سهمي در جذب مخاطب دارند و چنين وضعيتي را براي تهيه‌كننده مهيا كرده‌اند در فيلم بعدي يعني اخراجي‌هاي 2 تهيه‌كننده دستمزد بهتري را براي بازيگران در نظر مي‌گيرد‌، اما اين تنها استثناست، بازيگران بايد شرايط سينما را در نظر بگيرند، در كنار تهيه‌كننده و كارگردان به حمايت از توليد بپردازند. دستمزدهاي اضافي و فشار باعث لطمه به سينما مي‌شود كه بازيگران بايد با در نظر گرفتن ماندگاري سينما اين فشارها را ايجاد نكنند. هر چند كه بسياري از بازيگران در كنار گروه و حامي سينما هستند.

اين تهيه‌كننده با اشاره به اينكه تهيه‌كننده تنها سرمايه‌گذار نيست، تصريح كرد: تهيه‌كننده پايه توليد فيلم است، با متضرر شدن تهيه‌كننده و از دور خارج شدن او تعداد زيادي از عوامل و بازيگران بيكار مي‌شوند و چرخه سينما از رونق مي‌افتد. بنابراين بازيگران براي ماندگاري سينما و خود بايد با در نظر گرفتن استطاعت سينما دستمزد بگيرند. در اين ميان براي اينكه ستاره‌هاي پولساز از فيلم‌هاي پرفروش سهم‌شان محفوظ باشد مي‌توان درصدي از امتياز فروش را به آنها اختصاص داد. تا اگر ستاره‌اي در ابتدا با رقم بالايي قرارداد بست و فيلم نفروخت، ضرروزياني متوجه فيلم و سينما نشود. به هرحال ستاره‌ها، مورد توجه و علاقه مردم هستند و سينما يك كار گروهي است كه بايد همه در سود و زيان آن سهيم باشند.

بابائيان با اشاره به اينكه در سينما تنها افراد معدودي هستند كه نقش لوكوموتيو را برعهده دارند، افزود: برخي بازيگران و عوامل حضورشان باعث فروش فيلم مي‌شود و در چنين پروژه‌اي مي‌توانند دستمزد بالايي بگيرند ولي اين وضعيت نمي‌تواند در همه فيلم‌ها تكرار شود. همه عوامل بايد دستمزدهاي معقولي درخواست كنند. بازيگران ستاره نيز بايد خودشان را با ديگر عوامل آداپته كنند تا بالا بودن دستمزد بازيگر توقع عوامل ديگر را بالا نبرد. همانطور كه گفتم از دور خارج شدن هر تهيه‌كننده و سرمايه‌گذار، بخشي از چرخه سينما را فلج مي‌كند.

اين تهيه‌كننده درباره نقش بازيگران و ستاره‌ها در فروش فيلم گفت: ستاره‌ها ويترين فيلم هستند، حضورشان باعث توجه مخاطب مي‌شود ولي باعث پايداري فروش نيست، ستاره‌ها تنها در ابتداي اكران باعث فروش فيلم مي‌شوند. دلايل اساسي فروش فيلم مرهون تعداد سينماهاي نمايش‌دهنده و داستان فيلم است.

داريوش بابائيان در انتها درباره پارامترهاي تعيين دستمزد بازيگر گفت: ميزان دستمزد بازيگر پارامتر مشخصي ندارد و فارغ از ستاره‌ها كه بحث عرضه و تقاضا دستمزدشان را تعيين مي‌كند در بقيه موارد دستمزدها توافقي است. برخي كارگردان‌ها و تهيه‌كننده‌ها باعث بالا رفتن وجه بازيگر مي‌شوند. بازيگر به واسطه همكاري با كارگردان يا تهيه‌كننده خاص به دستمزد تكيه ندارد. نوع نقش نيز در اين زمينه تعيين‌كننده است. ولي در سال‌هاي اخير برخي بازيگران دستمزدهاي خارج از عرفي را طلب مي‌كنند كه بايد با حمايت و توجه اين بازيگران شرايط تغيير كند.

تغيير در رفتار صنفي

ايرج تقي‌پور درباره عدم هماهنگي دستمزد بازيگران و چرخه اقتصادي سينماي ايران گفت: در سينماي جهان بازيگران دستمزدهاي چشمگيري دارند كه اين دستمزدها مبتني بر مناسبات خاصي است، اين مناسبات در ايران وجود ندارند، ما منكر اين نيستيم كه بازيگران نيز بايد برحسب حرفه‌شان و درآمد ناشي از آن زندگي كنند، اما زماني اين دستمزدها معنا پيدا مي‌كند كه با اقتصاد كلي سينما تناسب داشته باشد. در هيچ كجاي دنيا فروش هيچ فيلمي از پيش به صورت كارشناسي قابل پيش‌بيني نيست، در كشورهاي ديگر به خصوص هاليوود تهيه‌كننده هزينه‌هاي توليد فيلم را برآورد مي‌كند و برحسب هزينه با بازيگران مذاكره مي‌كند. در اصل بودجه‌ها در هاليوود به صورت Below the line تعيين مي‌شود. رقم‌هايي كه در كشورهاي ديگر در مجلات در رابطه با دستمزد بازيگران منعكس مي‌شود، دستمزد اصلي و خالص بازيگران نيست، بلكه بازيگراني كه ستاره هستند و ضامن فروش فيلم‌ها در گيشه با شركت‌هاي پخش‌كننده قرارداد مي‌بندند تا اگر فكر مي‌كنند مي‌توانند با حضورشان در فروش فيلم نقش داشته باشند، با قرارداد با اين شركت‌ها در درآمد فيلم شريك شوند. برحسب درآمد پلكاني فروش سهم بازيگران نيز تعيين مي‌شوند. بنابراين دستمزد اوليه مانند ديگر عوامل فيلم است. اين تهيه‌كننده با اشاره به اينكه بازيگران نيز در ايران در ابتدا بايد درآمدشان مانند ديگر عوامل باشد، تصريح كرد: بازيگران نيز بايد درآمدي مشابه ديگر عوامل سينما داشته باشند و چنين شرايطي را تحمل كنند چرا كه سرمايه و درآمد تهيه‌كننده و كارگردان ايراني پاسخگوي رقم‌ها و دستمزدهاي بالاي مورد درخواست اين عوامل نيست. اين تصور كه تهيه‌كننده با نام بازيگر كاسبي مي‌كند تصور اشتباهي است، بازيگر مي‌تواند دستمزد اوليه‌اش را بگيرد و پس از آن در فروش فيلم شريك شود. تا هيچكدام متضرر نباشند.

تقي‌پور با عنوان اينكه سينماي ايران يك سينماي تجاري است، افزود: سينماي تجاري در همه جهان يكسري قواعد مشخص و ثابت دارد. سينماي تجاري سينماي ستاره محور است. بخش سينماي تجاري ناظر به كل سينما نيست، سينماي تجاري با تكيه بر ستاره، مي‌تواند سرپا باشد و مستقل عمل كند. ستاره‌ها ضامن ماندگاري سينماي تجاري هستند. سينماي غيرتجاري نيز متأثر از سينماي تجاري است و بازيگران با توجه به مقايسه با دستمزد ستاره‌ها درخواست دستمزد مي‌كنند.

اين تهيه‌كننده با عنوان اينكه دستمزد بازيگران براساس قواعد خاصي تعيين نمي‌شود، گفت: دستمزد بازيگران معمولاً با توافق دو جانبه ساده‌اي تعيين مي‌شود. اگر بازيگري احساس مي‌كند حضورش ضامن فروش فيلم مي‌شود، درآمد بالاتري را درخواست مي‌كند و دستمزدها چيزي خارج از اين نيست.

ايرج تقي‌پور در انتها درباره اينكه چرا قاعده خاصي براي تعيين دستمزد بازيگران وجود ندارد، اظهار داشت: درگيري‌ها و گرفتاري‌هاي دم دستي و ساده باعث شده تا صنف تهيه‌كنندگان از مسائل اصلي دور بمانند. درگيري‌هاي سال گذشته صنف تهيه‌كنندگان بر سر مناسبات داخلي و طرز فكر اين صنف بود در حالي كه بايد مواردي مدنظر قرار بگيرد كه سينماي ايران ماندگار بماند و سرپا بايستد. مشكل اصلي سينماي ايران عدم در نظر گرفتن منافع دراز مدت آن است، در حالي كه اغلب تهيه‌كننده‌ها به منافع شخصي توجه دارند و مجالي براي توجه به منافع درازمدت سينما پيش نمي‌آيد. صنف تهيه‌كنندگان در جهت پختگي پيش نرفته است، بايد تغييري در رفتار صنفي صورت گيرد و منافع دراز مدت سينما را در نظر گرفت.

فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي عامل بالا‌ بودن دستمزدها

غلامرضا آزادي روند افزايش دستمزد بازيگران را ناشي از توليدات انبوه و بي‌رويه تلويزيوني عنوان كرد و افزود: تهيه‌كنندگان تلويزيوني براي جلب بازيگران براي حضور در پروژه‌هاي  90 دقيقه‌اي به ترفند دستمزدهاي بالا متوسل مي‌شوند تا نشان‌ دهند كه فلان بازيگر حاضر به حضور در يك پروژه تلويزيوني و همكاري با آنها شده است‌، اما اين دستمزدها باعث افزايش بودجه اين تله فيلم‌ها نمي‌شود بلكه اين دستمزدها از دستمزد ديگر عوامل تأمين مي‌شود. فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي بودجه‌اي ثابت برابر 90 تا 110 ميليون تومان دارند. برخي تهيه‌كنندگان تلويزيوني ابتدا از اين بودجه دستمزد خودشان را برمي‌دارند، دستمزد بازيگران را نيز تمام و كمال پرداخت مي‌كنند و دستمزد ديگر عوامل مي‌ماند و تهيه‌كننده را دچار مشكل و ندانم كاري مي‌كند.

اين تهيه‌كننده با بيان اينكه تهيه‌كنندگي يك مقوله تخصصي است، اظهار داشت: اغلب تهيه‌كنندگان تلويزيوني، در اين زمينه تخصصي ندارند و از حرفه‌هاي ديگر به سمت تهيه‌كنندگي تلويزيون آمده‌اند. در اين ميان بازيگر هم سهمش را از حضور در فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي مي‌گيرد. در هر حال تلويزيون با توليد فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي تيشه به ريشه سينماي ايران زده است. هدف تلويزيون كشاندن بازيگر به سوي تلويزيون و تعطيلي سينماست. بازيگران هم برايشان اهميت ندارد كه با اين حركت چه خطري سينما را تهديد مي‌كند. تهيه‌كننده تلويزيون نيز در اين ميان ضرر نمي‌كند چرا كه دستمزد بازيگر را از دستمزد ديگران نه از جيب خودش تأمين مي‌كند.

آزادي با اشاره به اينكه تلويزيون فروش گيشه ندارد، گفت: علت اينكه بازيگراني كه وارد تلويزيون نشده‌اند دستمزدهاي بالا طلب مي‌كنند اين است كه دستمزدها را براساس دستمزد بازيگران فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي درخواست مي‌كنند. به عنوان مثال وقتي بازيگري براي تله فيلم 20 ميليون تومان مي‌گيرد، بازيگر سينما حداقل يك دهم آن را طلب مي‌كند.

اين تهيه‌كننده با تأكيد بر اينكه دستمزد بازيگران پيش از فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي بالا نبوده است، افزود: زماني كه از يك بازيگر حرفه‌اي مي‌خواهند نقش خاصي را بازي كند براي يك فيلم 90 دقيقه‌اي او هم رقم بالايي را طلب مي‌كند. اين روند چرخه اقتصادي سينما را دچار مشكل مي‌كند و تيشه به ريشه آن مي‌زند.

غلامرضا آزادي در آخر در پاسخ به اينكه شايد بالا بودن دستمزد بازيگران با فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي تشديد شده است ولي هميشگي بوده و در همه جهان وجود دارد، تصريح كرد: اين مقوله فقط زاييده فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي است و تا به حال در سينماي ايران سابقه نداشته است. سينماي ايران را نيز نبايد با سينماي جهان مقايسه كرد.

مردم تعيين كننده دستمزد بازيگرند

سيد محسن وزيري درباره علت بالا بودن دستمزد بازيگران گفت: بازيگراني كه فيلم‌هايشان جزو فيلم‌هاي پرفروش بوده است، دستمزدهاي بالايي را طلب مي‌كنند. با نبود هيچ نظارتي بر دستمزد بازيگران اين بازيگر است كه دستمزدش را تعيين مي‌كند و اگر كسي توانايي تأمين اين دستمزد را نداشته باشد، بازيگر حاضر به همكاري نمي‌شود.

اين تهيه‌كننده با اشاره به اينكه داستان براي فروش فيلم حرف اول را مي‌زند نه بازيگر، افزود: قصه روان ضامن فروش فيلم است، بازيگر شايد ابتدا باعث جذب مخاطب شود ولي تا فيلمنامه خوب نباشد فيلم در گيشه مورد اقبال قرار نمي‌گيرد.

اين تهيه‌كننده با عنوان اينكه در سينماي جهان اگر فيلم بازيگري درگيشه مورد اقبال قرار نگيرد، دستمزد بازيگر 50درصد افت مي‌كند، تصريح كرد: اما در سينماي ايران اينطور نيست و اگر بازيگري فيلمش فروش نكند،  تأثيري بر دستمزد او نمي‌گذارد. اينكه چرا اين مقوله مورد توجه همكاران تهيه‌كننده نيست جاي بحث و تأمل دارد. چرا با عدم موفقيت يك بازيگر باز هم براي دستمزد بازيگر سرمايه‌گذاري مي‌كنند.

وزيري درباره اينكه چرا برخي بازيگران با اينكه تضميني براي فروش فيلم‌ها نيستند لذا باز هم تقاضاي دستمزد بالا مي‌كنند، اظهار داشت: اين بازيگران با حضور در فيلم‌هاي هنري و مطرح شدن در جشنواره‌هاي معتبر خارجي تبديل به نام و چهره شناخته‌ شده‌اي مي‌شود، بنابراين در خواست دستمزد بالا مي‌كنند.

اين تهيه‌كننده در آخر مخاطب و فروش گيشه را معيار تعيين دستمزد بازيگر دانست و تصريح كرد: دراصل اين مردمندكه جايگاه و دستمزد بازيگر را تعيين مي‌كنند.

 

 تمامی حقوق این صفحه متعلق به سایت 30نماایران است