...تهران - جمعه؛ محمد و شیرین تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزینه
صافكاری ماشین تصادفی را كه سوار آن هستند تامین كنند، شیرین جرات
ندارد ماشین پدر را كه یواشكی از خانه بیرون آورده و با آن تصادف
كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهی خانه ای در آپارتمانی
در شمال شهر میشوند تا با كاری كه انجام میدهند، پول موردنیاز را
تامین كنند. ورود آنها به آپارتمان اتفاقاتی را در پی دارد که ...
این یادداشتی است که به عنوان خلاصه داستان «دایره زنگی» نوشته
شده.
فیلم از طریق پشت بام و ماهواره به لایه پنهان زندگی اهالی مجتمع
وارد می شود و قصه ساکنان این مجتمع را باز می گوید. "اصغر فرهادی"
همانند چهارشنبه سوری به سراغ طبقه ی متوسط جامعه ی ایرانی رفته و
توانسته توسط همسرش(پریسا بخت آور) مشکلات و دغدغه های آن ها را به
تصویر بکشد.
پوستر عامه پسند دایره زنگی که با کلی سوپراستار روی سردر سینماها
خودنمایی میکند در وحله اول تداعی کننده ی یک فیلم درجه جیم است
در حالی که با این که پس از دیدن فیلم تماشاگر عام با رضایت از
سینما خارج می شود اما این فیلم یک طنز عامه پسند سبک و سطحی نیست
و حرف های زیادی برای گفتن دارد.
«دایره زنگی» نخستین تجربه كارگردانی پریسا بخت آور (همسر اصغر
فرهادی)در سینما است. بخت آور پیش از این علاوه بر فعالیتهای
تئاتری، مجموعههای تلویزیونی پرمخاطبی چون « یادداشت های كودكی »،
« پشت كنكوریها » و « من یك مستاجرم » را در کارنامه خود دارد.این
فیلم به عنوان اولین تجربه سینمایی به لحاظ کارگردانی برای پریسا
بخت آور که برای اولین بار است مدیوم سینما را تجربه می کند، جای
تحسین دارد. او به خوبی توانسته با وجود حجم بالای شخصیت ها در
مدت زمان محدود یک فیلم سینمایی با کمک نشانه های سینمایی و
کدگذاری تصویری مانع از سردرگمی تماشاگر در سیر حوادث متعدد داستان
شود.
فیلمنامه این فیلم را اصغر فرهادی نوشته است که پیش تر فیلم هایی
چون شهر زیبا و چهارشنبه سوری را ساخته است و در جشنواره امسال نیز
در نوشتن فیلمنامه کنعان با مانی حقیقی همکاری کرده است. «دایره
زنگی» فیلمنامه بسیار قوی ای دارد. علی رغمی که شخصیت های زیادی
دارد،بر خلاف تصور این شخصیت ها به شدت پرداخت شده اند به طوری که
برای تمام کاراکترها می توان شناسنامه ای فرض کرد.
«دایره زنگی» قصه به هم پریدن آدم های یک ساختمان طی یک روز را
تصویر می کند؛ چیزی مثل داستان های طنز 90 شبی و حتی در فضای همان
سریال ها ؛به طوری که هفتاد درصد فيلمبرداري «دايره زنگي» در يك
آپارتمان واقع در اقدسيه ميگذرد و تنها سی در صد فیلم خارج از
محدوده ساختمان می گذرد.
فضایی که بخت آوربه واسطه« پشت كنكوریها » و خصوصا « من یك
مستاجرم » به خوبی با آن آشناست.اما فیلمنامه با طنزهای 90 شبی
بسیار فاصله دارد.چه خط روایی داستان و چه نوع طنز به کار رفته با
سریال های موسوم به 90 قسمتی به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
برای اصغر فرهادی این فیلم فیلمی است در امتداد جریان
فکری-محتوایی "چهارشنبه سوری".
مضمون "تشکیک در کانون خانواده" و "بحران های جنسی-عاطفی" در آثار
متاخر "اصغر فرهادی" چه به عنوان کارگردان (در چهارشنبه سوری) وچه
به عنوان نویسنده (در دایره زنگی) به خوبی هویدا است.
او این بار نوشتن يك كمدي تلخ و سياه را تجربه کرده و سعی داشته
سؤتفاهمات ایجاد شده در این فیلم را با لحنی طنزآلود به کار
گیرد؛اما فیلم در پس این شیرینی، طعم گـَس ناامنـی
اجتماعی-خانوادگی را در کام تماشاگر می گذارد.
"دایره زنگی" طناز است اما طنزی تلخ و ویرانكننده دارد. دیگر همه
چيز در حد لبخند یا قهقه باقی نمیماند و در پس خنده تناقضها و
بحرانهای اجتماعی را به تصویر می کشد تا تماشاگر را به فکر ببرد.
"اصغر فرهادی" آنقدر جسور است که در لابلای خنده و رنگهای شاد،
دردهای اجتماعی جامعهی کنونی را نشانمان دهد.
"دایره زنگی" مفاهیم اجتماعی را به طور خاص و ظریف بیان و ما را
متوجه اتفاقی میکند که اکنون برای نسل جوان در حال شکلگیری است.
فیلم بخت آور در نگاه اول کمدی می نماید، اما دقت بیشتر در آن،
درامی اجتماعی را پیش روی مخاطب قرار میدهد که فراتر از رویه
تصویری فیلم درباره کشمکش ساکنان یک آپارتمان مسکونی در مسائل
مختلف، حول موضوع دیش های ماهواره روی پشت بام ساختمان است.موضوعی
که روز به روز برای مردم عادی تر و «قانونی تر» می شود. قانونی که
هر روزه در ابعاد وسیع شکسته می شود و بی تفاوتی مسئولان و
قانونگذاران درباره قانون شکنی روزمره ای که کاملا به عنوان یک
نافرمانی مدنی علنی روزانه قابل تحلیل است.
فیلم با شناخت درست و واقعی از شرایط روز،موضوع "ماهـواره" را به
عنوان عامل بغرنجی در خانواده های سنتی و شبه روشنفکری مطرح می
کند.با این رویکرد که خانواده ایرانی هنوز نتوانسته مابین ارزش های
سنتی-مذهبی خود و عوامل غیر قابل کنترل دنیای مدرن (ماهواره و
اینترنت و...) تعادل و تعاملی برقرار کند. در نتیجه تمامی سطوح
جامعه دچار تناقض های فرهنگی-اجتماعی می گردد؛ که این حالت
پارادوکسیکال دستمایه ای برای طرح داستان "دایره زنگی" است.
"دایره زنگی" به عنوان اولین فیلم "بخت آور" می تواند پرچمدار
"سینمای کمدی–اجتماعی" ایران محسوب شود. سینمایی که نه فیلمهای
کمدی اش چیزی فراتر از پوچی و لودگی ارائه می دهد و نه سینمای
اجتماعی اش سنخیتی با جامعه روزگارش دارد. که البته دلیل عمده اش
به مسایل ممیزی و سیاستهای ارشاد بر میگردد که باعث شده فیلمسازان
ایرانی کمتر به سراغ مسایل
اجتماعی می روند و کمدی های آن هم همسان با تلوزیون سبک و سطحی
هستند و هیچ حرفی برای گفتن ندارند.به هر حال "دایره زنگی"می تواند
الگویی برای کارگردانان طنز پرداز باشد و از همه مهم تر اینکه این
فیلم سطح توقع مردم را از سینمای طنز بالا می برد.
درمورد تدوین این فیلم باید گفت روایت متقاطع چیز تازهای نیست.
«تقاطع»و«چهارانگشتی»در سینمای ایران،
«Shortcuts»(رابرت
آلتمن)که در خود"دایره
زنگی" حتی
یک ارجاع کلامی هم به این فیلم داشت نمونههایی از اینگونه شیوه ی
روایتی است،اما انصافا
هایده صفییاری در مقام تدوینگر به خوبی از پس آن بر آمده است.
صفییاری هم به لحاظ حفظ ریتم و هم به لحاظ انتخاب نماها خوب عمل
کرده و توانسته توسط کات و برشهای سریع ریتم فیلم را به موقع تند
و به جا کُند،کُنَد و در مواردی به تماشاگرش رودست بزند.
استفاده از يك زوج واقعي (امين حيايي و نيلوفر خوش خلق) در مقابل
هم در بعضي سكانس ها باکمی اغراق کمتر فكر جالبي بودکه البته تازگی
هم نداشت.
چیزی که بسیار بدیهی و مسلم است این فیلم استحقاق شرکت در بخش
مسابقه جشنواره بیست و ششم فیلم فجر را داشت ونسبت به بسیاری از
فیلم های بخش مسابقه جشنواره سرتر بود و بدون اغراق حتی می توانست
صاحب چندین سیمرغ هم بشود.
در کل مجموعه بازیها، حضور ستارها کنار هم(البته همیشه تعدد ستاره
ها در يك فيلم متضمن كيفيت بالاي آن نيست)، بداهههای محمدرضا
شریفینیا و مدیری، کارگردانی خوب، فیلمنامه فوق العاده فرهادی و
... از معیارهای مهم فیلم هستند که میتوانند باعث ارتباط خوب آن
با مخاطب شوند.